آی‌بی‌ام قیف فروش را تصویر این می‌داند که هر سرنخ در چرخه‌ی فروش کجاست. این تصویر به تیم نشان می‌دهد جریان فروش چطور است و قدم بعدی چیست [۱]. فوربز هم آن را روشی دیداری برای ردگیری سرنخ در مرحله‌های فرایند فروش تعریف می‌کند و می‌گوید در هر مرحله فعالیت‌هایی لازم است تا سرنخ به مرحله‌ی بعد برود [۲]. نام مرحله‌ها در همه‌ی کسب‌وکارها یکی نیست. آی‌بی‌ام می‌گوید معمولاً از پیدا کردن سرنخ شروع می‌شود، بعد تماس، گفت‌وگو، پیشنهاد و در نهایت بستن فروش؛ و بعد از فروش هم گام نگهداشت رابطه ممکن است [۱].

مرحله بدون کار بعدی، قیف نیست

طبق همین تعریف فوربز، مرحله باید به یک فعالیت وصل باشد [۲]. «در حال مذاکره» اگر معلوم نکند تماس بعدی کی است یا پیش‌فاکتور کی می‌رود، فقط یک برچسب است. آی‌بی‌ام فایده‌ی قیف را برنامه‌ریزی قدم بعدی می‌داند، نه ذخیره‌ی یک وضعیت مبهم [۱].

در CRMO

این قسمت قابلیت محصول است. معامله در CRMO مرحله دارد و مسئول دارد. با عوض شدن مرحله، برنده‌شدن یا باختن معامله می‌توانید قانون بگذارید که کار ساخته شود، به مسئول خبر برسد، یا در صورت نیاز پیامک برود. تعداد قانون به طرح بستگی دارد؛ در قیمت‌گذاری سقف هر طرح آمده. پنج نامی که روی سایت برای مسیر نمونه آمده (سرنخ، مذاکره، پیش‌فاکتور، فروش قطعی، وصول) پیشنهاد ما برای فروش‌هایی است که پولشان همان لحظه نقد نیست، نه فهرست رسمی آی‌بی‌ام.

مدیر چه چیزی را از این تصویر می‌خواند

آی‌بی‌ام می‌گوید قیف کمک می‌کند پیشرفت را ببینید و روی فرصت درست تمرکز کنید [۱]. ترجمه‌ی عملی‌اش این است که جمع فروش ماه به‌تنهایی نمی‌گوید معامله‌ها در کدام مرحله مانده‌اند. اگر مرحله‌ها به‌روز نشوند، این تصویر دروغین است. وصل کردن قیف به هدف عددی هر فروشنده در هدف فروش آمده، چون آن عدد از پژوهش هدف‌گذاری است و این تصویر از تعریف قیف.

منابع

  1. IBM، What is a Sales Pipeline?
  2. Forbes Advisor، What Is a Sales Pipeline?